اشاره ای کوتاه به جغرافيا و تاريخ افغانستان

پنجشنبه ، ۷ مهر ۱۳۸۴؛ ۲۹ سپتامبر ۲۰۰۵

چاپ

(‬برگرفته از فرهنگ فرانسوی روبر‮ - ‬برای سايت انديشه و پيکار‮)‬

کشوری در آسيای مرکزی،‮ ‬با مساحت‮ ‬۶۲۵۰۸۸‮ ‬کيلومتر مربع و حدود‮ ‬۱۶‮ ‬ميليون نفر جمعيت‮ - ‬از جمله‮ ‬۱‮ ‬ميليون نفر که چادرنشين اند‮ (‬افغان ها‮) ‬و‮ ‬۵‮ ‬ميليون پناهنده در ايران و پاکستان‮ -.‬
زبان‮: ‬پشتو و دری‮ (‬فارسیِ‮ ‬شرق‮)‬،‮ ‬ازبکی،‮ ‬ترکمنی،‮ ‬قرقيزی و بلوچی‮.‬
دين‮: ‬اسلام سنی‮ (‬اکثريت‮) ‬و شيعه يعنی هزاره ای ها‮ (‬اقليت‮) ‬و هندو‮.‬
پايتخت‮: ‬کابل،‮ ‬رژيم‮: ‬جمهوری اسلامی‮.‬
اقتصاد کشور اساساً‮ ‬کشاورزی ست و محصول عمده گندم است که خوراک اصلی ست‮. ‬همين طور پنبه و انگور و ميوه های فصلی‮. ‬دامداری چه بين جمعيت اسکان يافته و چه چادر نشينان رواج دارد‮. ‬
منابع زير زمينی‮: ‬کمی نفت و گاز و نيز سنگ های قيمتی که از عهد باستان استخراج می شده و معروف است‮ (‬لعل بدخشان‮). ‬مس و آهن هم هست ولی استخراج نشده‮.‬
صنايع ابتدائی‮: ‬عمدتاً‮ ‬بافندگی،‮ ‬پنبه و پشم،‮ ‬سيمان و کود‮. ‬فقط در کابل است که صنايع متنوع وجود دارد‮.‬
بخش صنايع دستی فعال است،‮ ‬فرش و چوب و چرم‮.‬
راه آهن وجود ندارد‮. ‬شبکهء راه های شوسه هم ناتمام است‮. ‬يک خط هوايی کابل را با شهرهای ديگر مربوط می کند‮. ‬مبادلات تجاری عمدتاً‮ ‬با جمهوری های سابق شوروی و نيز هند است‮. ‬قاچاق در مرزهای ايران و پاکستان رواج دارد‮. [‬داستان توليد ترياک و هروئين هم معروف تر از آن است که تکرار کنيم‮].‬

تاريخ‮:‬
تاريخ افغانستان با دوره های متناوب وحدت سياسی و تجزيه رقم خورده است‮. ‬از دورهء وحدت سياسی و حتی لشکرکشی امپراتوری آن به شمال هند گرفته تا دوره هايی که جزئی از امپراتوری هخامنشی يا زير نفوذ جانشينان اسکندر مقدونی بوده يا زمان هايی که در دورهء اسلامی،‮ ‬سلسله های‮ ‬غزنويان و صفويه بر آن فرمان می رانده اند‮. ‬از اين ها می گذريم و از‮ ‬۱۷۴۷‮ ‬شروع می کنيم که به دنبال شورش پشتوها در جنوب کشور،‮ ‬وحدت در افغانستان دوباره برقرار شد‮. ‬يک امپراتوری موقتی به رياست احمد شاه دُرّانی به وجود آمد ولی طولی نکشيد که در نتيجهء اختلافات درونی دربار و نيز قدرت گرفتنِ‮ ‬امپراتوری های رقيب‮ (‬سيک ها‮) ‬در شمال هند،‮ ‬و سپس انگليس ها،‮ ‬اين امپراتوری در هم شکست‮.‬
با وجود اين،‮ ‬انگليس ها به رغم دو جنگ استعماری‮ (‬يکی از‮ ‬۱۸۳۹‮ ‬تا‮ ‬۱۸۴۲‮ ‬و ديگری از‮ ‬۱۸۷۸‮ ‬تا‮ ‬۱۸۸۱‮) ‬نتوانستند افغانستان رابه طور کامل زير يوغ‮ ‬خود بگيرند،‮ ‬اما رژيمی تقريباً‮ ‬تحت الحمايه در آن برپا کردند که تنها از خودشان حرف شنوی داشته باشد ولی بتواند امور را در درون مرزهای خود کنترل کند‮. ‬از اين به بعد است که افغانستان چارچوب جغرافيايی کنونی اش را پيدا کرد و به صورت دولتی حايل بين امپراتوری هند و امپراتوری تزار درآمد‮.‬
در داخل کشور امير عبد الرحمان خان پايه های مديريتی متمرکز را ريخت و جانشينان اش آن را تقويت کردند‮. ‬تنها در‮ ‬۱۹۱۹‮ ‬يعنی در پايان سومين جنگ انگلستان ـ افغانستان بود که اين کشور توانست زمام سياست خارجی،‮ ‬يعنی استقلال کامل خود را به دست آورد‮.‬
امان الله خان‮ ‬۱۹۶۰‮ ‬تا‮ ‬۱۸۹۲‮ (‬پادشاه وقت‮) ‬به اصلاحاتی وسيع برای نزديک کردن کشور به اروپا و اجرای سياست‮ ‬غربی کردن کشور از طريق اجبار و اعمال زور دست زد ولی با مقاومت مردم که به شدت سنتی باقی مانده اند مواجه گرديد‮.
‬يک شورش توده ای او را سرنگون کرد و به جايش مردی عامی از اهالی تاجيک معروف به‮ »‬بچه سقا‮« ‬بر تخت نشست ولی طولی نکشيد که سرنگون شد و بازماندگان سلسلهء محمد زای‮ (‬که بعداً‮ ‬نادر شاه و محمد ظاهر شاه لقب گرفتند‮) ‬به ترتيب جای او نشستند‮.‬
سلطنت محمد ظاهر شاه در‮ ‬۱۹۷۳‮ ‬با کودتای محمد داود به پايان رسيد و روند تحولات سياسی فاجعه بارتر از پيش آغاز شد‮.‬
جمهوری اول با کودتای محمد داود و با پشتيبانی احزاب چپ برپا گرديد ولی رئيس جمهوری مايل به برقراری مجدد روابط با‮ ‬غرب يا حفظ آن نيز بود‮. ‬اين بار نوبت داود بود که در يک کودتای نظامی به رهبری سران احزاب چپ سرنگون شود‮ (‬۱۹۷۸‮).‬
نور محمد تره کی رئيس جمهوری شد و حفيض الله امين وزير خارجه‮. ‬امين در‮ ‬۱۹۷۹‮ ‬تره کی را کنار زد و خود رئيس شد ولی در دسامبر همانسال،‮ ‬در آغاز اشغال افغانستان توسط نيروهای شوروی کشته شد و يکی ديگر از سران احزاب چپ به نام ببرک کارمل به جای او نشست‮. ‬تره کی و امين با تصويبنامه های دولتی رفرم هايی را به طور يکجانبه و اجباری به اجرا گذاردند‮ (‬از جمله اصلاحات ارضی،‮ ‬حق زن در اموال شوهر متوفی،‮ ‬مبارزه با بيسوادی‮ ...) ‬که با مخالفت و شورش توده ای که اسلام گرايان و با پشتيبانی همه جانبهء آمريکا رهبری می شد مواجه گرديدند‮. ‬جنگ داخلی بين اسلام گرايان و نيروهای حکومتی رژيم را متزلزل کرد و شوروی برای حفظ رژيم مداخله نمود‮ (‬۱۹۷۹‮).. ‬جنگ افغانستان که آميزه ای از لشکرکشی استعماری و جنگ چريک های اسلامگرا بود ده سال طول کشيد تا سرانجام نيروهای شوروی که ديگر قدرت کنترل کشور را نداشتند يک طرفه از آنجا عقب نشينی کردند‮ (‬۱۹۸۹‮). ‬از اين جنگ ها‮ ‬۹۰۰‮ ‬هزار کشته بر جای ماند و شمار پناهندگان به کشورهای همسايه‮ ‬۵‮ ‬برابر گرديد‮. ‬با وجود اين،‮ ‬جمهوری دوم‮ (‬رژيم تره کی و دکتر نجيب الله‮) ‬تا‮ ‬۱۹۹۲‮ ‬که‮ »‬مجاهدين‮« ‬کابل را تصرف کردند دوام آورد‮.‬
از اين به بعد،‮ ‬جمهوری سوم افغانستان شروع می شود که گروه های مجاهدين به جنگ داخلی مشغول اند‮. ‬فاتحان جنگ با شوروی يعنی احمد شاه مسعود،‮ ‬گلبدين حکمتيار و ربانی و نيز رشيد دوستم و اسماعيل خان‮ ... ‬در عين حال که در يک دولت وزير بودند به جان يکديگر می افتند‮. ‬اختلافات قومی‮ (‬پشتو‮ - ‬تاجيک و‮ ...) ‬و طائفه ای‮ (‬سنی‮ ‬،‮ ‬شيعه‮) ‬که در زمان جنگ با شوروی تحت الشعاع قرار گرفته بود دوباره سر بر می آورد‮.‬
بعد طالبان آمدند و فجايعی به بار آوردند که به خاطر داريم و بودند تا زمانی که آمريکا پس از‮ ‬۱۱‮ ‬سپتامبر‮ ‬۲۰۰۱‮ ‬افغانستان را با بمباران های وحشتناک طالبان را از حکومت راند و حامد کرزای را بر جای آن ها نشاند‮.‬

‮[‬تحليل،‮ ‬چرايی و چگونگی اين تحولات را در جاهای ديگر بايد دنبال کرد نه در اين يادآوری کوتاه تاريخی‮].‬