وقتی روسای کانون صنفی دربند هستند

توجه، باز شدن در یك پنجره جدید. چاپ

وقتی روسای کانون صنفی دربند هستند وظيفه ماست که اطلاع رسانی کنيم
شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگيان سراسر کشور

ماده ی ۲۶ قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران حقوق شهروندی مبنی بر تشکيل انجمن های حرفه ای و تخصصی را تضمين می کند. ماده ی ۲۷ قانون اساسی ايران اظهار می دارد که تجمعات مسالمت آميز می تواند به صورت آزاد برگزار شود.
لطفا بيانيه را تکثير کرده و به اطلاع همکاران برسانيد .
فرهنگيان عزيز
سلام بر شما فرهنگيان عزيز که نماد واقعی مظلوميت در دوره ای به شمار می رويد که بيشترين شعارها را در مورد عدالت شاهديم ، و معلم نيز اين مهرورزی و عدالت را چشيد و شب عيد را در زندان دور از خانواده گذراند.
لقب های زيادی به ما معلمان داده اند ازجمله «دلاور » در زمان جنگ ، « قانع » در زمان سازندگی، « نجيب » در زمان گفتگوی تمدنها، و حالا ... عناوين مختلفی برايمان تراشيده اند : معلم نما... !!! ، اخلالگر ... !!! ، مهره اسرييل و آمريکا...!!! ، ضد انقلاب ...!!! و ...
و اما عدالت : به نحو احسن برقرار است چون هيچ معلمی را نمی توان يافت که آسوده خاطر باشد و فکر معيشت و گذران زندگی او را از پای نينداخته باشد ، هيچ معلمی نيست که شرمنده ی زن و بچه و پدر و مادر و.... نباشد، فرزند معلمی را پيدا نميکنی در ايام تعطيل که همه به مسافرتهای آنچنانی جزاير و کشورهای دور و نزديک ميروند، رفته باشد و غم از چشمانش نبارد، و دردهای زياد ديگری که اظهرمن الشمس است. آری عدالت است که همه ی « معلمان» بالسویّه در دردها مشترکند.
يک نکته ی جالب اين که فقط معلم است که بايد صبر کند و ديگران صبر ندارند، معلم به قول آقايان مصرف کننده است و ديگران توليد کننده، سواد آقايان را در جاهای ديگری به جز مدرسه توليد کردهاند که نمی توانند خط معلم را خوانده و درد او را بفهمند.
آقايان مسئول :
متشکريم که سکوت کرده ايد تا در هرکوی و برزن، پير و جوان و خرد و کلان به ما طعنه بزنند که: " معلمان مگر چکار ميکنند، ۱۵ روز که ايام عيد تعطيل هستند، سه ماه تابستان هم تعطيل می باشند، در کلاس هم که درس نمی دهند... پس غلط بيجا هم ميکنند که توقع حقوق بيشتر دارند"
متشکريم که سکوت کرده ايد تا آقايان با معلمانی که تقاضای ايجاد برابری دارند (و نه بيشتر) مثل شهرام جزايری به عنوان زياده خواه و دزد بيت المال و اخلالگر برخورد کنند و باتوم بر سر معلمان خود فرود آورند.
متشکريم که سکوت کرده ايد تا نيروهای امنيتی که بايد حافظ امنيت و مجری قانون در جامعه باشند، با بی قانونی معلم را در کلاس درس، در مقابل چشمان اشک آلود و وحشت زده دانش آموزان بازداشت کنند.
از شما ممنونيم که سکوت کرده ايد که هر مرجعی که دستی بر آتش بيت المال دارد، اول برای کارمندانش پاداش های مصوب داخلی بگيرد و در نهايت پس مانده ها را به معلمان و وزارت بهداشت و از اين جور سازمان های به ظاهر بی اهميت مملکت بدهد.
ما از شما متشکريم که سکوت کرده ايد تا در رسانه ی درخشان ملی (بخوانيد خصوصی) هر روز در بوق و کرنا کنند که پاداش پايان سال همه ی کارمندان دولت ۱۷۵۰۰۰ تومان است اما اعلام نکنند که پاداشهای درون سازمانی ميليونی در وزارت نفت، نيرو، دارايی، و. . . از کجا تأمين می شوند و به چه کسانی داده ميشود.
آقايان مسئول! از شما متشکريم که به جای گوش کردن به درد دل معلمان زحمتکش و پاسخگويی به آنان و حل مشکلات، با ايجاد رعب و وحشت و دستگيری و بازداشت غيرقانونی همکارانمان و فيلترينگ، سعی در خاموش کردن فرياد عدالتخواهی معلمان داريد و اين کار را تا جايی ادامه داديد که مجامع بين المللی از جمله فدراسيون جهانی اتحاديه های معلمين(EI)، کنوانسيون بين المللی حقوق مدنی و سياسی (ICCPR)و سازمان ديده بان حقوق بشر (ITUC) برای چندمين بار اعتراض نامه های شديداللحنی را خطاب به شما مسئولين ناشنوايمان صادر نمايند.
از شما متشکريم که سکوت کرده ايد با اين که می بينيد درسؤالات آزمون استخدامی سال ۸۵ بانک ملت اين سؤال را برای ايجاد فرهنگ معلم ستيزی مطرح ميکنند که: ((معلمان همواره نسبت به حقوق خود معترضند اما به نظر من معلمان بيش از حق خود حقوق دريافت ميکنند. بلی - خير )). لابد فرهنگ معلم ستيزی در بانک هايی که به اسم اين ملت و با پول اين مردم فربه شده اند مرسوم می باشد.
از شما متشکريم که به جای رفع مشکلات و تسريع در رسيدگی به حقوق حقه ما معلمين با پخش اخبارهای نادرست، و وعده های توخالی، در صدد تخريب افکار عمومی جامعه بر عليه معلمان برآمده ايد و در اين راستا سازمان بی مديريت و برنامه ريزی با ارائه آمارهای حقوقی غيرواقعی و کذب، سعی شما را در اين زمينه کامل کرده است.
باز هم از شما متشکريم که همه ی اين موارد را می بينيد و باز هم سکوت ميکنيد.
آقايان ممکن است بتوانيد در کوتاه مدت افکار عمومی مردم را تخريب کنيد ولی اين را هم بدانيد که مغزهای فهيم پانزده ميليون جوان و نوجوان، و عملا هفتاد ميليون ملت ايران در اختيار ماست،(چون هر خانواده حداقل يک دانش آموز در کلاس درس ما دارد) وای از روزی که ما دهان باز شود و روشنگری کنيم و از بی عدالتيها و ظلمها و رانتخواريها و ... بگوييم.
آقای رئيس جمهور در شعارهای تبليغاتی خود بيان کرده بوديد که اگر بنده به عنوان رياست جمهوری انتخاب شوم تا دو سال بيشترين هم و غم خودم را در امر آموزش و پرورش صرف می نمايم، گفته بوديد که بايد مدارس را زيبا کنيم تا برای دانش آموزان جذاب باشد، گفته بوديد که معلم بايد بدون هيچ دغدغه ای وارد کلاس درس شود، پس چه شد اين وعده ها؟! اکنون که با اين برخوردها روز به روز بر دغدغه ها می افزاييد!!!
ما يعنی من و تو ای معلم : تا به کی بايد دم نزنيم ؟ زمان سکوت گذشته بايد کاری کرد کارستان ، هماهنگ و يکدست. بالاتر از سياهی رنگی نيست.
من اگر برخيزم، تو اگر برخيزی، همه برميخيزند ... ! من اگر بنشينم، تو اگر بنشينی، چه کسی برخيزد ... ؟
... و ندايی که به من می گويد: گرچه شب تاريک است دل قوی دار سحرنزديک است .
بيانيه کانون صنفی معلمان برای ادامه راه:
۱- در اعتراض به برخوردهای غير قانونی نهادهای امنيتی و انتظامی با فرهنگيان در مقابل مجلس و بازداشت معلمان تهران و کرمانشاه ؛ در روزهای يکشنبه و دوشنبه ۲۶ و ۲۷ فروردين ۸۶، در اکثر مدارس کشور تحصن هايی در دفتر مدارس برگزار گرديد و تومارهای اعتراض آميزی که اهم خواسته های معلمين در آن درج شده بود خطاب به مسئولين آموزش و پرورش، مجلس و رياست جمهوری صادر گرديد .
۲ - برابر بيانيه ی پايانی جلسه ی شورای هماهنگی کانون های صنفی فرهنگيان چون مسئولين امر هيچگونه پاسخی به درخواستهای صنفی و قانونی ما ندادند، در روز يکشنبه ۹/۲/۸۶ ، ضمن حضور در مدارس از حضور در کلاس های درس خودداری می نماييم ؛ و همچنين روز چهارشنبه ۱۲/۲/۸۶ در شهرستان ها در محل ادارات آموزش پرورش ، و در مراکز استان ها در محل سازمان های آموزش و پرورش از ساعت۹ تا ۱۲ اقدام به تجمع اعتراض آميز خواهيم نمود
۳- در صورت عدم تحقق خواسته های صنفی فرهنگيان دال بر رفع تبعيض در بين کارکنان دولت و عدم اجرای نظام هماهنگ حقوق کارکنان دولت به صورت کامل و جامع ، در روز سه شنبه ۱۸/۲/۸۶ از ساعت ۱۳ تا ۱۷ ما معلمان سراسر کشور در مقابل مجلس شورای اسلامی اقدام به تجمع گسترده ی کشوری خواهيم نمود.
کانون صنفی معلمان ايران - کانون صنفی فرهنگيان خراسان - کانون صنفی معلمان ابهر- کانون معلمان اروميه- کانون فرهنگيان استان اصفهان- کانون صنفی معلمان ايلام - کانون صنفی معلمان اردبيل - اتحاديه ی صنفی فرهنگيان اهواز - کانون صنفی فرهنگيان آبادان - کانون مستقل فرهنگيان استان آذربايجان شرقی - کانون صنفی معلمان تبريز- کانون صنفی فرهنگيان خمينی شهر- کانون صنفی معلمان کرمانشاه - کانون صنفی معلمان گيلان ( رشت) - کانون صنفی معلمان زنجان- کانون صنفی معلمان شهرری - کانون صنفی معلمان سبزوار- کانون صنفی معلمان شيراز - کانون صنفی فرهنگيان شهرضا - کانون صنفی معلمان استان چهارمحال و بختياری- کانون صنفی فرهنگيان استان قزوين - کانون صنفی معلمان قم - کانون صنفی معلمان کرج - انجمن صنفی معلمان استان کردستان - کانون صنفی معلمان کرمانشاه- کانون صنفی معلمان مازندران - کانون صنفی معلمان همدان - کانون صنفی معلمان يزد
(منبع: گچ و دل فرهنگيان)