«‬کارزاری ديگر‮»

توجه، باز شدن در یك پنجره جدید. چاپ

‮(‬گزارشی از يک اجلاس عمومی زاپاتيستی‮)‬
مکزيک‮ - ‬۴‮ ‬اکتبر‮ ‬۲۰۰۵

در روزهای‮ ‬۱۶،‮ ‬۱۷‮ ‬و‮ ‬۱۸‮ ‬سپتامبر امسال در يکی از مناطق تحت کنترل زاپاتيستی در ايالت چياپاس‮ (‬مکزيک‮)‬،‮ ‬يعنی روستای لاگرروچا،‮ ‬يک اجلاس عمومی برگزار شد‮. ‬هدف اين اجلاس بررسی‮ »‬ششمين بيانيه از جنگل لاکندونا‮« ‬و تأسيس تشکلی بود که‮ »‬کارزار ديگری‮« ‬را سازمان دهد‮. ‬در اين نشست در کنار عده ای از فرماندهان،‮ ‬ميليشيا و فعالين ارتش زاپاتيستی آزاديبخش ملی،‮ ‬۲۰۶۹‮ ‬نفر از فعالين چپ مکزيکی و‮ ‬غير مکزيکی حضور داشتند‮. ‬بخش قريب به اتفاق اين افراد را نمايندگان گروه ها و سازمان هائی تشکيل می دادند که به‮ »‬ششمين بيانيه‮« ‬پيوسته بودند‮. ‬بقيه،‮ ‬از جمله‮ ‬غير مکزيکی ها تنها به عنوان ناظر در آن شرکت کردند‮. ‬به علاوه حضور بيش از‮ ‬۵۰‮ ‬خبرنگار در اين اجلاس چشمگير بود‮. ‬
آنچه در زير می آيد گزارش مختصری ست از مشاهدات من که از روز‮ ‬۱۵‮ ‬سپتامبر در لاگرروچا و در اين اجلاس حضور داشتم‮.‬
‮ ‬
سال‮ ‬۲۰۰۶‮ ‬در مکزيک سال انتخابات است‮. ‬رسم است که از چند ماه پيش از انتخابات تبليغات احزاب مختلف آغاز شود‮. ‬در مکزيک اين تبليغات از اوائل سال‮ ‬۲۰۰۴،‮ ‬يعنی تقريباً‮ ‬دو سال قبل از خود انتخابات شروع شده است‮. ‬صدر مطالب نشريات و راديو تلويزيون انتخابات است‮. ‬همه چيز رنگ انتخابات دارد‮. ‬هيچ کسی بدون در نظر گرفتن مصالح انتخاباتی کلامی بر لب نمی آورد‮. ‬جنگ های داخلی احزاب،‮ ‬گويای نبردی خونين است برای بدست آوردن پست و مقام،‮ ‬و از اين طريق کنترل بازار و سرمايه های هنگفت توسط باندهای مافيائی مختلفی که اهرام احزاب را در دست دارند‮. ‬کمتر روزی ست که خبر به قتل رسيدن و اعدام‮ ‬غير رسمی چند نفر به گوش نرسد‮ (‬برای مثال در روز‮ ‬۲۲‮ ‬سپتامبر‮ ‬۲۰۰۵‮ ‬هليکوپتر حامل وزير امنيت و هفت هشت نفر ديگر سرنگون شد،‮ ‬دولت هنوز از نحوه و علت سرنگونی هيچ چيز نمی گويد‮). ‬جنگ برای کنترل توليد و مسير حمل و نقل مواد مخدر،‮ ‬سرمايه های مالی و تجاری ست‮. ‬و احزاب هر يک در ائتلاف با باندهای مختلف،‮ ‬مورد حمايت بخش های مختلف سرمايهء‭ ‬مالی قرار می گيرند‮.‬
کوشش می شود احزاب مختلف را نمايندگان ديدگاه ها و پاسخ های مختلف جا بزنند‮. ‬احزاب رسمی به چپ،‮ ‬راست و ميانه،‮ ‬و هر حزبی نيز به نوبهء خود به جناح های مختلف چپ،‮ ‬ميانه و راست تقسيم بندی می شود‮. ‬و اگر کمی بيشتر دقت کنيم،‮ ‬هر جناحی را نيز به چپ،‮ ‬ميانه و راست تقسيم می کنند تا به مردم بقبولانند که گوئی برای آيندهء آنها بديل های مختلفی عرضه می شود‮. ‬افشاگری احزاب و جناح ها عليه يکديگر،‮ ‬اسب هائی را به خاطر می آورد که در سربالائی يکديگر را گاز می گيرند‮. ‬در اين ميان فقط‮ »‬چپ‮« ‬است که بايد بجنبد و بديل واقعی اش را برای استقرار آزادی،‮ ‬برابری عرضه کند تا به فراموشی سپرده نشود‮. ‬چپ،‮ ‬يعنی بديل،‮ ‬يعنی اميد به آينده،‮ ‬يعنی سازماندهی از پائين،‮ ‬يعنی پيکار طبقاتی‮....‬
در عين حال هيئت حاکمهء مکزيک با گسيل گستردهء نيروهای نظامی به چياپاس،‮ ‬در حالی که حواس جامعه متوجه قيل و قال های انتخاباتچيان است،‮ ‬خود را برای لحظهء مناسب حمله به زاپاتيست ها آماده می کند‮.‬
در چنين حال و هوائی ست که اوائل سال‮ ‬۲۰۰۵،‮ ‬انتشار سلسله مقالاتی به قلم معاون فرمانده شورشی مارکوس در روزنامهء لاخورنادا باعث بحث و جدل می شود‮. »‬چپ‮« ‬رسمی،‮ ‬زبان به اعتراض می گشايد و فرصت طلبانی که حتی جرئت به تحرير درآوردن‮ ‬غر و‮ ‬غرهايشان را ندارند،‮ ‬اين جا و آن جا دهان به گلايه می گشايند که‮: ‬اگر نخواهيم بدتر پيروز شود،‮ ‬بايد به بد رأی دهيم‮ [‬نمونه های چنين برخوردی را همين اواخر در ايران سراغ‮ ‬داريم‮!].‬
سکوت ارتش زاپاتيستی آزاديبخش ملی با انتشار اطلاعيهء‮ »‬آماده باش عمومی سرخ‮« ‬در‮ ‬۱۹‮ ‬ژوئن‮ ‬۲۰۰۵‮ ‬باعث اظهار نظرهای عجولانه و بی سر و ته می شود‮. ‬يکی هشدار می دهد که زاپاتيست ها دارند خود را برای جنگ آماده می کنند،‮ ‬يکی‮ »‬هرنوع عمل خشونت بار‮« ‬را محکوم می کند،‮ ‬يکی باز شدن باب مذاکره را می طلبد،‮ ‬يکی نظامی گری زاپاتيست ها را به گردن ديگری می اندازد،‮ ‬و يکی ديگر نمی داند چه بگويد‮....‬
روز‮ ‬۲۱‮ ‬ژوئن زاپاتيست ها در اطلاعيهء ديگری اعلام می کنند که پس از چهارسال بحث و گفتگو وارد مرحلهء همه پرسی می شوند تا خطِ‮ ‬مشی سياسی جديد خود را تعيين کنند‮. ‬آن ها نمی گويند که اين خطِ‮ ‬مشی پرمخاطره چيست و خود اين امر باز باعث پيشگوئی های پی در پی ديگری می شود‮.‬
روز‮ ‬۲۶‮ ‬ژوئن باز اطلاعيهء ديگری از ارتش زاپاتيستی منتشر می شود که در آن از چگونگی برگزاری همه پرسی درونی گزارش می دهند‮. ‬در اين همه پرسی که حاصل چهارسال بحث درونی ست،‮ ‬از جمله تصميم گرفته می شود‮ »‬ششمين بيانيه از جنگل لاکندونا‮« ‬صادر شود‮ [‬اين بيانيه را روی سايت انديشه و پيکار و نيز به چندين زبان روی سايت زاپاتيستها می يابيد‮].‬
باز هم شاهديم که مطبوعات عجولانه در اين مورد به قضاوت می نشينند و تمام ماجرا را به‮ »‬تلاش زاپاتيست ها برای خروج از انزوا‮« ‬خلاصه می کنند‮.‬
اين شيوهء برخورد حتی به نيروهای چپ داخلی و خارجی نيز سرايت می کند‮ (‬نک به مقالهء اريک گوستاوسن در هفته نامهء کارگر چاپ سوئد،‮ ‬به فارسی در سايت انديشه و پيکار‮). ‬با اين حال زاپاتيست ها به آرامی به کار خود ادامه می دهند‮. ‬تا بالاخره اواخر ژوئن‮ ‬۲۰۰۵‮ »‬ششمين بيانيه از جنگل لاکندونا‮« ‬آب پاکی روی دست همهء پيشگويان و مفسران رنگارنگ می ريزد‮.‬
در اين بيانيه که در سه بخش منتشر شده است زاپاتيست ها پس از معرفی مجدد خود،‮ ‬شرايط فعلی شان،‮ ‬برداشت شان از اوضاع سياسی مکزيک،‮ ‬يعنی وضعيت کنونی شان را توضيح داده،‮ ‬متحدان خود را نام می برند،‮ ‬آن ها می نويسند‮:‬
‮»‬به عبارت ديگر وقت آن رسيده که يک بار ديگر خطر کنيم و گامی پرمخاطره برداريم که ارزشش را دارد،‮ ‬زيرا شايد متحد با اقشار اجتماعی ديگر که همان کمبودهای ما را دارند،‮ ‬ممکن باشد آنچه را که نيازمنديم و حق مان است بدست آوريم‮. ‬در نبرد بوميان گامی نوين به پيش تنها در صورتی امکان پذير است که بومی با کارگر،‮ ‬دهقان،‮ ‬دانشجو،‮ ‬معلم،‮ ‬کارمند و‮...‬،‮ ‬به عبارت ديگر کارگران شهر و روستا،‮ ‬متحد شود‮.«‬
در دومين بخش در حالی که ديدگاه خود را در مورد دنيای امروز شرح می دهند،‮ ‬تأکيد می کنند‮:‬
‮»‬بنا بر اين جهانی شدن نئو ليبرالی می خواهد ملت های جهان را نابود کند تا تنها يک ملت يا يک کشور باقی بماند‮: ‬کشور پول،‮ ‬کشور سرمايه‮. ‬سرمايه داری می خواهد همه چيز آن طور باشد که او می خواهد،‮ ‬به سبک خودش،‮ ‬و آنچه را که از نوع ديگری ست و خوش آيند او نيست مورد پيگرد قرار می دهد،‮ ‬به او حمله می برد يا در گوشه ای منزوی می سازد به طوری که بود و نبودش يکسان باشد‮.«‬
يعنی زاپاتيست ها روی نفس ضد سرمايه داری بودن مبارزه انگشت می گذارند و از اين طريق بحثی واقعی را بين نيروهائی که خود را چپ می نامند تحريک می کنند‮. ‬آن ها در عين حال روی جهانی بودن مبارزه نيز تأکيد دارند‮:‬
‮»‬مقاومت و شورش در همه جا هست مانند شورش ما که هرچند نسبتاً‮ ‬کوچک است اما حضورمان قابل انکار نيست‮. ‬چنين وضعی را ما در سراسر جهان می يابيم‮. ‬اينها به ما می آموزد که ما تنها نيستيم‮.« [‬از گروه های چند نفره ای را که در اطلاعيه هايشان خود را‮ ‬غول می خوانند خواهش می کنيم،‮ ‬کمی اندازه،‮ ‬توان و کلامشان را با زاپاتيست ها مقايسه کنند‮!]‬
بعد پس از توضيح شرايط مکزيک نتيجه می گيرند که‮:‬
‮»‬بدين ترتيب کلاً‮ ‬می بينيم که در کشور خود ما که مکزيک نام دارد،‮ ‬فراوان اند کسانی که ساکت نمی نشينند،‮ ‬که تسليم نمی شوند،‮ ‬که فروخته نمی شوند‮. ‬به بيان ديگر،‮ ‬آنها آدم هائی هستند شايسته‮. ‬ما خوشوقتيم زيرا با وجود چنين انسان هائی،‮ ‬طرفداران نئوليبراليسم به آسانی چيره نخواهند شد‮. ‬شايد هم موفق شويم ميهن مان را از دزدی ها و ويرانی های بزرگ که نئوليبرال ها به بار می آورند برهانيم و اميدواريم که اين‮ »‬ما‮« ‬که می گوئيم روزی بتواند همه ی اين شورشيان را يکجا در بر گيرد‮.«‬
در واقع زاپاتيست ها تشکلی گسترده تر را نويد می دهند‮. ‬تشکلی که به‮ ‬غير از ارتش زاپاتيستی آزاديبخش ملی،‮ ‬آنِ‮ ‬ديگران را نيز در خود جای دهد‮. ‬تشکلی که ظرف مستقل چپ باشد در برابر همهء احزاب رسمی سهيم در قدرت‮.‬
در سومين بخش از اين بيانيه،‮ ‬همبستگی خود را با مبارزين جهان اعلام می کنند‮. ‬وعظمت‮ ‬چه گوارا را در آمريکای لاتين نامی می دانند که به پرچم مبارزه بدل گشته است‮.‬
آن ها به روشنی خواهان همکاری نزديکتر با گروه ها و سازمان های چپ می شوند‮:‬
‮»‬خُب،‮ ‬اما آن چه در مکزيک می خواهيم انجام دهيم اين است که با افراد و سازمان های واقعاً‮ ‬چپ به يک توافق دست يابيم،‮ ‬زيرا فکر می کنيم در چپ سياسی ست که ايدهء مقاومت در برابر جهانی شدن نئوليبرالی وجود دارد تا کشوری بسازيم که در آن برای همگان عدالت،‮ ‬دمکراسی و آزادی وجود داشته باشد‮.«‬
در عين حال ايدهء يک راهپيمائی ديگر را نيز اعلام می کنند‮: ‬
‮»‬بنا بر اين،‮ ‬ما فکر می کنيم که با اين افراد و سازمان های چپ بايد به طرحی دست يابيم تا به همهء مناطق مکزيک برويم که در آن آدم های فروتن و ساده ای مثل خودمان بسر می برند‮.«‬
‮»‬ما به آن ها نمی خواهيم بگوئيم که چنين و چنان کنند يا به آن ها دستور بدهيم‮.«‬
‮»‬همچنين از آن ها نخواهيم خواست که به فلان يا بهمان کانديدا رأی بدهند،‮ ‬زيرا از حالا می دانيم که همگی نئوليبرال هستند‮. ‬همچنين از آن ها نخواهيم خواست که مثل خود ما بشوند يا اسلحه بدست گيرند‮.«‬
‮»‬کاری که می کنيم اين است که از آن ها بپرسيم زندگی شان،‮ ‬مبارزه شان چگونه است،‮ ‬دربارهء کشورمان چه فکر می کنند و اين که ما بايد چکار کنيم که دولتيان با ما نجنگند‮.«‬
‮»‬و شايد هم به توافقی دست يابيم بين همه مان که آدم های ساده و معمولی هستيم و با هم در سراسر کشور مبارزاتمان را که در حال حاضر تک تک و جداگانه است هماهنگ کنيم و برنامه ای بيابيم که شامل چيزی باشد که همه مان می خواهيم و نيز طرحی برای آن که چکار کنيم تا اين برنامه،‮ ‬يعنی‮ »‬برنامهء سراسری ملی برای مبارزه‮« ‬به اجرا درآيد‮.«‬
آن گاه پس از تأکيد روی جهانی بودن مبارزه،‮ ‬زاپاتيست ها همهء مردان و زنانی را که در جهان مقاومت می کنند،‮ ‬به برگزاری يک همايش جهانی ديگر در ماه دسامبر‮ ‬۲۰۰۵‮ ‬يا ژانويهء‮ ‬۲۰۰۶‮ ‬دعوت می کنند‮.‬
دست آخر آن ها خواهان بحث حول يک قانون اساسی جديد در مکزيک می شوند‮.‬
در ماه جولای زاپاتيست ها باز از طريق اطلاعيه از نيروهائی که در احزاب رسمی متشکل نيستند و اميدی به کارزار های انتخاباتی احزاب ندارند،‮ ‬دعوت می کنند تا با هم‮ »‬کارزاری ديگر‮« ‬را سازماندهی کنند‮. ‬کارزار کارگران و زحمتکشان را‮. ‬کارزاری که چشم اميدی به بالائی ها ندارد و هدفش سازماندهی مبارزات خود،‮ ‬مبارزات مردم در اعماق است‮.‬
بدين منظور از همهء‭ ‬سازمان ها،‮ ‬گروه ها،‮ ‬هسته ها و افراد چپ دعوت می کنند تا به نوبت،‮ ‬در جلسات مقدماتی،‮ ‬بدون تعيين موضوع و محدوديت زمانی،‮ ‬ديدگاهشان را از شرايط مکزيک،‮ ‬شيوه های مبارزاتی و اهداف و دست آخر خواسته هايشان را از ارتش زاپاتيستی بيان کنند‮. ‬اين جلسات هر آخر هفته،‮ ‬از اواسط اوت در روستاهای مختلف زاپاتيستی برگزار شدند‮.‬
آخر سر در روزهای‮ ‬۱۶،‮ ‬۱۷‮ ‬و‮ ‬۱۸‮ ‬سپتامبر‮ »‬کارزاری ديگر‮« ‬اعلام موجوديت کرد‮.‬
ورود فرماندهان زاپاتيست با حضور خانم فرمانده رامونا شور خاصی يافت‮. ‬فرمانده رامونا که مبتلا به سرطان است،‮ ‬با وجود بيماری شديد با بيان آرزوی موفقيت برای‮ »‬کارزاری ديگر‮« ‬اولين سخنران اين همايش بود‮. ‬ولی زيبا ترين صحنه،‮ ‬حضور خانم فرمانده استر بود با نوزادی در آغوشش‮ (‬وی سخنران اصلی زاپاتيست ها در مجلس مکزيک در سال‮ ‬۲۰۰۱‮ ‬بود‮) . [‬به ياد دوستی می افتم که می گفت مبارزهء سياسی و زندگی دو مقولهء جدا از هم نيستند‮]. ‬کودک هر از گاهی به اعتراض صدايش در می آمد و فرماندهان به نوبت سرگرمش می کردند‮. ‬



چگونگی برگزاری اولين مجمع عمومی‮ »‬کارزاری ديگر‮«‬
اين همايش از ساعت‮ ‬۸‮ ‬شب روز‮ ‬۱۶‮ ‬سپتامبر،‮ ‬روز استقلال مکزيک در‮ »‬حلزون لاگرروچا‮« ‬در بخشداری خودمختار شورشی زاپاتيستیِ‮ ‬فرانسيسکو گومِز،‮ ‬در چياپاس،‮ ‬با حضور‮ ‬۲۰۶۵‮ ‬نفر شرکت کننده و ناظر آغاز شد‮. ‬تمامی جلسات با کمک‮ »‬اينديمِديا‮ - ‬چياپاس‮« ‬مستقيماً‮ ‬از طريق ماهواره منتقل می شد و از طريق اينترنت قابل پيگيری بود‮. ‬
در اين نشست از سوی کميتهء مخفی انقلابی بوميان‮ - ‬فرماندهی کل ارتش زاپاتيستی آزاديبخش ملی افراد زير شرکت داشتند‮:‬
خانم فرمانده رامونا،‮ ‬خانم فرمانده سوزانا،‮ ‬خانم فرمانده استر،‮ ‬خانم فرمانده ميريام،‮ ‬خانم فرمانده اورتنسيا،‮ ‬خانم فرمانده گابريلا،‮ ‬فرمانده داويد،‮ ‬فرمانده تَچو،‮ ‬فرمانده سِبِدِاو،‮ ‬فرمانده رامون‮.‬
از سوی شورشگران و ميليشای ارتش زاپاتيستی آزاديبخش ملی،‮ ‬سرهنگ شورشی مويسس،
و از سوی کميسيون ششمين بيانيهء ارتش زاپاتيستی آزاديبخش ملی،‮ ‬معاون فرمانده شورشی مارکوس‮.‬
ابتدا تنی چند از فرماندهان با توجه به بحث های مقدماتی،‮ ‬ديدگاه ها و پيشنهادات زاپاتيست ها را تشريح کردند‮.‬
فرمانده تچو با حمله به احزاب سياسی،‮ ‬سرکوبگر بودن همهء اين احزاب را به نمايش گذاشت‮. ‬
فرمانده داويد مانند هميشه با کلامی شمرده و گيرا به دفاع از جنبش کارگری مکزيک پرداخت و عليه خصوصی سازی صنايع سخنرانی کرد‮.‬
کلنل مويسس که پس از مارکوس فرماندهی بخش نظامی را به عهده دارد،‮ ‬با ياد آوری خاطراتش از معاون فرمانده پدرو،‮ ‬در حالی که بغض گلويش را می فشرد و اشک در چشمانش حلقه زده بود،‮ ‬ياد همهء شهدای جنبش را گرامی داشت و بار ديگر اعلام کرد که نيروهای نظامی ارتش زاپاتيستی آزاديبخش ملی اسلحه بر زمين نخواهند گذاشت و تا پای جان از روستاها حمايت خواهند کرد‮. ‬
مارکوس به عنوان آخرين سخنران نفس ها را در سينه حبس کرد‮.‬
او پس از حمله به احزاب مختلف،‮ ‬از تعداد سازمان ها و افرادی که‮ »‬ششمين بيانيه‮«‬‭ ‬را امضاء کرده اند گزارش داد‮:‬
‮»‬رفقا بنا به سنتی که داريم به شما گزارش می دهم که تا تاريخ‮ ‬۱۱‮ ‬سپتامبر امسال،‮ ‬دو ماه پس از آغاز فراخوان ما؛‮ ‬۵۵‮ ‬سازمان سياسی به آن پيوستند‮ (‬يک ماه و نيم پيش تعدادشان‮ ‬۳۰‮ ‬تا بود)؛ از سازمان های بومی مکزيک‮ ‬۱۰۳‮ ‬تا‮ (‬يک ماه و نيم پيش‮ ‬۳۲‮ ‬تا بودند)؛ سازمان های توده ای‮ ‬۱۶۲‮ ‬تا‮ (‬يک ماه و نيم پيش‮ ‬۴۷‮ ‬تا بودند)؛ سازمان های‮ ‬غير دولتی،‮ ‬کلکتيو و گروه ها،‮ ‬۴۵۳‮ ‬تا‮ (‬يک ماه پيش‮ ‬۲۱۰‮ ‬تا بودند)؛ افراد به عنوان فرد،‮ ‬خانواده،‮ ‬اهل محل،‮ ‬و يا اهل روستا‮ ‬۱۶۴۲‮ ‬نفر‮ (‬يک ماه و نيم پيش‮ ‬۶۹۰‮ ‬نفر بودند‮)«.‬
وی پس از کمی مزاح و شوخی،‮ ‬به سبک خود،‮ ‬مطلب را با دفاع از زندانيان سياسی شروع می کند‮:‬
‮»‬بايد زندانيانمان را به اسم بشناسيم،‮ ‬و سرکوب را نام ببريم‮. ‬در يکی از نشست ها‮ [‬نشست های مقدماتی‮] ‬از سرکوب در شهر گوادالاخارا عليه جوانانی که خواهان جهانی ديگر اند،‮ ‬سخن به ميان آمد؛ آن ها که حرف می زدند نام زندانيان را به خاطر نمی آوردند‮. ‬اين موضوع لرزه بر اندام می اندازد‮. ‬ما به عنوان‮ »‬کارزاری ديگر‮« ‬نمی توانيم اين طور عمل کنيم،‮ ‬بايد به رفقايمان وفادار باشيم،‮ ‬و هيچکس را تنها نگذاريم و هيچکس را فراموش نکنيم‮. ‬می خواهيم اين جا از دو نمونه ی برجسته نام ببرم،‮ ‬از دو رفيق،‮ ‬يک مرد و يک زن،‮ ‬که زندانی اند و‮ - ‬اگر حرف های اعضای فاميلشان را که به يکی از جلسات مقدماتی آمده بودند باور کنيم‮ - ‬به‮ »‬ششمين بيانيه‮« ‬پيوسته اند‮. ‬دارم از رفيق خاکوبو سيلوا نوگالِس و رفيق گلوريا آرناس آگيس حرف می زنم،‮ ‬زندانيان ارتش انقلابی خلق شورشگر‮.«‬
مارکوس سپس با دکلمهء شعر زيبائی از خاکوبو سيلوا نوگالِس باز هم در بارهء اهميت نام بردن و دفاع از زندانيان سياسی،‮ ‬مفقودالاثر شدگان و جان دادگان سخن راند‮. ‬اما در واقع پيام مارکوس از هرچيزی مهم تر بود‮. ‬او از سوئی نزديکی خود را به يکی از مهمترين گروهای چريکی مکزيک نشان می دهد،‮ ‬و از سوی ديگر به سيسِن‮ (‬پليسی سياسی مکزيک‮) ‬يادآور می کند که تنها نيستيم‮. ‬با توجه به اوضاع سياسی مکزيک اين موضوع را بايد بسيار جدی گرفت و دولت مکزيک مطمئناً‮ ‬آن را بسيار جدی می گيرد‮.‬
او آن گاه نقشهء ارتش زاپاتيستی آزاديبخش ملی را جهت گسيل يک هيئت بلند پايه به سراسر خاک مکزيک اعلام کرد‮. ‬و آن را به عنوان پيشنهاد به مجمع عمومی واگذار نمود‮. ‬به توجه به برنامهء اعلام شده،‮ ‬هيئت زاپاتيستی در عرض شش ماه،‮ ‬از اول ژانويهء‮ ‬۲۰۰۶‮ ‬به تمامی گوشه کنار های کشور خواهد رفت تا به مردم گوش بسپارد‮. ‬وی تأکيد کرد که زاپاتيست ها نمی روند تا به ديگران بگويند که چگونه بايد مبارزه کنند،‮ ‬بلکه آن ها می خواهند بدانند شيوهء مبارزاتی ديگران چگونه است و پيشنهاد آن ها برای هماهنگ کردن اين مبارزه چيست‮.‬
به نظر ارتش زاپاتيستی مسئوليت کار به عهدهء‮ »‬کارزاری ديگر‮« ‬است‮. ‬و مسئولينی که انتخاب خواهند شد،‮ ‬پيشرفت کار را ارزيابی خواهند کرد‮.‬
مارکوس در سخنانش تأکيد داشت که‮ »‬ششمين بيانيه‮« ‬تنها برای آغاز حرکت است و در جريان مبارزه بايد تعاريف آن دقيقتر شود‮.‬
با پايان سخنرانی مارکوس،‮ ‬رقص و پايکوبی آغاز و تا پاسی از شب ادامه يافت‮.‬
روز‮ ‬۱۷‮ ‬سپتامبر،‮ ‬طبق برنامه و رأس ساعت‮ ‬۹‮ ‬صبح جلسه با رأی گيری در مورد دستور جلسه و گردانندگان آن آغاز شد‮. ‬به پيشنهاد ارتش زاپاتيستی گفت و گو روی هر يک از نکات مورد بحث تا نيل به نظر مشترک ادامه می يافت‮. ‬
جمعاً‮ ‬روی پنج نکته بحث و نظر خواهی شد‮:‬
۱‮- ‬تأييد،‮ ‬گسترش،‮ ‬و تغيير مشخصات کارزاری ديگر
۲‮- ‬چه کسانی برای همکاری دعوت می شوند،‮ ‬و چه کسانی نه‮.‬
۳‮- ‬ساختار تشکيلاتی ای که کارزاری ديگر بايد داشته باشد
۴‮- ‬مکان اختلافات در کارزاری ديگر‮: ‬بوميان،‮ ‬زنان،‮ ‬عشق های ديگر‮ [‬منظور همجنس گرايان مرد و زن،‮ ‬ترانس وستيد و‮... ‬است‮]‬،‮ ‬جوانان،‮ ‬کودکان و ديگران‮.‬
۵‮- ‬موضع کارزاری ديگر نسبت به بقيهء نيروهای سازمانده‮: ‬جبههء سازمان های‮...‬،‮ ‬مبلغين عليه نئوليبراليسم،‮ ‬گفتگوی ملی‮. [‬آيا به آن ها بپيوندند،‮ ‬آن ها همکاری کند،‮ ‬يا از آن ها دوری گزيند؟‮]‬
اين موارد از سوی شرکت کنندگان در جلسات مقدماتی پيشنهاد شده بود و ارتش زاپاتيستی آزاديبخش ملی آن ها را به عنوان محورهای بحث در مجمع عمومی کارزاری ديگر پيشنهاد کرد‮.‬
بحث تا ساعت‮ ‬۲بعد از نيمه شب ادامه يافت‮.‬
در روز يکشنبه‮ ‬۱۸‮ ‬سپتامبر با يک جمع بندی از اولين مجمع عمومی کارزاری ديگر،‮ ‬مارکوس اختتام جلسه را در ساعت‮ ‬۲‮ ‬بعد از ظهر اعلام نمود‮. ‬وی در اين سخنرانی پس از عذرخواهی از اشتباهات ارتش زاپاتيستی،‮ ‬اعلام کرد‮:‬
‮»‬نه ارتش زاپاتيستی آزاديبخش ملی و نه مارکوس،‮ ‬هيچ کدام سخنگوی کارزاری ديگر نخواهند شد‮. ‬مارکوس سخنگوی ارتش زاپاتيستی آزاديبخش ملی ست و نه بيش‮.«‬
وی در اين مورد تأکيد بخصوصی داشت که منتخبين و مسئولين کارزاری ديگر به هيچ بهانه ای نمی توانند تصميم شخصی بگيرند‮. ‬همه بايد در تصميم گيری نقش داشته باشند و همه پرسی متدولوژی کار خواهد بود‮.‬
وی به همه قول داد‮:‬
‮»‬برای ما افتخاريست در کنار شما باشيم‮. ‬با رفاقت،‮ ‬وفاداری و صداقت باشما رفتار خواهيم کرد‮«.‬
نتيجه گيری
می توان نکات بسيار با ارزش اين مجمع عمومی و نشست های مقدماتی آن را اين گونه بر شمرد‮:‬
‮- ‬متدولوژی برگزاری آن‮. ‬هيچ کس بدون حرف زدن و بيان آن چه می خواست جلسه را ترک نکرد‮. ‬در نشست های مقدماتی نه محدوديت زمانی وجود داشت و نه موضوعی‮. ‬بنا بر اين خود سخنگويان تعيين می کردند که از چه بگويند،‮ ‬چه مقدار حرف بزنند و آن را چگونه بيان کنند‮. ‬هيچ کس حق قطع کردن سخنان شخص ديگری را نداشت‮.‬
‮- ‬ارتش زاپاتيستی در نشست های مقدماتی فقط به سخنان ديگران گوش سپرد‮. ‬به‮ ‬غير از چند دقيقه به عنوان مقدمه و خوش آمد گوئی زاپاتيست ها اصولاً‮ ‬گوش می دادند‮.‬
‮- ‬در مجمع عمومی هر کس در مورد هر يکی از پنج موضوع مورد بحث فقط‮ ‬۵‮ ‬دقيقه وقت داشت‮. ‬اين امر با انظباطی جدی رعايت شد‮.‬
‮- ‬پس از بحث در مورد هر يک از نکات،‮ ‬مارکوس از آن يک جمع بندی ارائه می داد‮. ‬سپس از تک تک کسانی که نکته ای را به آن می افزودند و يا در آن تغييراتی می خواستند می پرسيد که آيا با جمع بندی وی موافق اند يا نه‮. ‬اگر نبودند از آن ها می خواست که خودشان فرموله کنند‮. ‬بعد از آن تازه از جمع می پرسيد که آيا هنوز کسی حرفی برای زدن دارد‮. ‬و آن قدر اين کار ادامه داشت تا ديگر کسی خواهان حرف زدن نبود‮.‬
‮- ‬صورت جلسه و سخنرانی هر شخص يا گروهی را ابتدا برای خودش ارسال می کنند تا او صحت و سقم آن را تأييد کند‮. ‬بعد آن را برای همه ارسال می کنند‮. ‬تا شکل نهائی مجدداً‮ ‬مورد تأئيد قرار بگيرد‮. ‬با اين کار جلوی خَلط مبحث،‮ ‬اشتباه در يادداشت کردن حرف های سخنگويان و سوء استفادهء‭ ‬احتمالی از سوی ارتش زاپاتيستی‮ (‬و يا هر کس ديگری‮) ‬گرفته خواهد شد‮.‬
‮- ‬تأکيد بسيار زياد روی ضد سرمايه داری بودن مبارزه،‮ ‬و همبستگی و همکاری با فعالين و سازمان های کارگری به صورتی بسيار برجسته خود نمائی می کرد‮. ‬
‮- ‬همبستگی با مبارزين ديگر از سوی ارتش زاپاتيستی،‮ ‬بخصوص با ارتش خلق شورشگر‮ ‬ERPI‮.‬
‮- ‬گشودن امکان همکاری مستقيم بين زاپاتيست ها و بقيهء نيروهای چپ‮ ‬و خروج از چياپاس به منظور تشکيل جبههء وسيع از چپ‮ (‬با تعريف زاپاتيست ها از آن و مستقل از احزاب انتخاباتچی‮)‬،‮ ‬همراه با استقلال سياسی و تشکيلاتی هرکدام از نيروها‮.‬
پايان


Bahram Ghadimi; Informe del primer encuentro de la "Otra Campania" en La Garrucha